|
بى خبرى , خوش خبرى
شتر ديدى , نديدى
عجله كار شيطان است
کاچى به از هيچی
گذشتها گذشته
مستى و راستى
نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزار
هر فرازى را نشيبى است
هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد
همه کاره و هیچكاره
ارزان خرى , انبان خرى
آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك
انگار آسمون به زمين افتاده
اندكى جمال به از بسيارى مال
آدم عجول كار را دوباره ميكنه
آدم دانا به نشتر نزند مشت
آدم زنده زندگى مى خواد
آدم ترسو هزار بار مى ميره
كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
آب رفته به جوى باز نمى گردد
آب از سرش گذشته
آب ريخته جمع شدنى نيست
آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
آدم دانا به نشتر نزند مشت
آدم زنده زندگى مى خواد
آدم ترسو هزار بار مى ميره
كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
آب رفته به جوى باز نمى گردد
آب از سرش گذشته
آب ريخته جمع شدنى نيست
آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
|